close
متخصص ارتودنسی
*** حصار ***
loading...

مجله ی شعر انتهای هستی

  چند شعر منتشر نشده از محمد الماغوط با ترجمه موسی بیدج حصار اشک‏ها یم آبی‏‌ا ند از بس به آسما ن نگریسته و گریسته‌‏ ام اشک‏ها یم زردند از بس که خواب سنبله‏‌های زرین را دیده و گریسته‌‏ام بگذار فرماندهان به جنگ بروند و عاشقان به جنگل‏‌ها و دانشمندان به آزمایشگاه‌ها اما من به دنبال یک تسبیح و یک صندلی کهنه خواهم گشت که چونان پیشترها دربان دروازه اندوه خود باشم حال که تمام کتاب ها و قوانین و ادیان تأکید می‏‌کنند که من یا گرسنه می‏‌میرم…

 

چند شعر منتشر نشده از محمد الماغوط با ترجمه موسی بیدج

حصار

اشک‏ها یم آبی‏‌ا ند

از بس به آسما ن نگریسته

و گریسته‌‏ ام

اشک‏ها یم زردند

از بس که خواب سنبله‏‌های زرین را دیده

و گریسته‌‏ام

بگذار فرماندهان به جنگ بروند

و عاشقان به جنگل‏‌ها

و دانشمندان به آزمایشگاه‌ها

اما من

به دنبال یک تسبیح

و یک صندلی کهنه خواهم گشت

که چونان پیشترها

دربان دروازه اندوه خود باشم

حال که

تمام کتاب ها و قوانین و ادیان

تأکید می‏‌کنند که من

یا گرسنه می‏‌میرم یا دربند

از درگاه تا آسمان

ا ینک

که با ران غمگین

چهره اند وهگین مرا می‏‌ پوشا ند

خواب نردبا نی از غبا ر

از پشت‏‌های قوز

و دست‏‌ها ی فشرده بر زا نو، می‏‌ بینم

تا به اوج آسمان‏‌ها بروم

و دریابم

نا له‏‌ها و نیا یش‏‌های ما به کجا می‏روند؟

آه د لبرم!

به یقین

تمام نا له‏‌ها و نیا یش‏‌ها

تمام آه کشیدن‏‌ها و فریا دهای استمداد

که از میلیون‏‌ها دهان و سینه

و از آن سوی هزاران سال و قرن برآمده است

اکنون

چون ابر

در جایی از این آسمان گرد آمده است

و شاید هم

اینک حرف‏‌هایم

در کنار سخنان مسیح باشد

پس د لبرم!

منتظر گریه آسمان با شیم

سایه و گرمای روز

تمام کشتزاران جهان

بر ضد دو لب کوچک

تمام خیا بان‏‌ های تا ریخ

بر ضد دو پا ی برهنه است

ا ی یا ر !

آنان به سفر می‏‌روند و ما چشم به راه می‏‌ما نیم

آنان چوبه‏‌ ها ی دار دارند

و ما گردن داریم

آنان مرواریدها دارند

ما خال و زگیل داریم

آنان شب و بامداد و شامگاه و روز دارند

ما پوست و استخوان داریم

در گرمای روز می‏‌کا ریم و در سایه می‏‌خورند

دند ان‏های‌شان سپید چونان برنج

دندان‏‌های ما ترسناک چونان جنگل‏‌ها

سینه‏‌های‌ شان نرم و   ابریشم‏وار

سینه‏‌ها ی ما  غبا رآ لود

ـ چونا ن میدان‏‌های اعدام

با این حا ل

ما پا دشاهان جها نیم

خانه‌‏ها ی‌ شان ا نبا شته از برگ‏‌ هایی برای تأ لیف کتاب

خانه‏‌های ما لبریز از برگ‏‌ های پا ییزی

در جیب شان نشانی خائنا ن و  دزدان

در جیب‏‌ ها ی ما  نشانی تند ر و  رود خانه‏‌ها ست

پنجره‌‏ها دارند

توفان‏‌ها داریم

کشتی‏‌ها دارند

موج‌‏ ها داریم

مد ال‏‌ها  دارند

گل و لای داریم

با روها و مهتا بی‏‌ها دارند

ما طناب‏‌ها و خنجرها داریم

و اینک ای یار

بگذار

بر پیاده‌‏روها

بخوابیم

وظایف خانگی

حا ل که در خزان عمرم

و موی سپید بر پیشانی‏‌ ام دست می‏‌کشد

ـ ما نند یا سمن د مشقی بر سر هر گذ ر ـ

چه کسی به من توجه می‏‌کند؟

دلدا ر من

تلفن بزن

و ترس و عذ اب بیشتری برایم تقا ضا کن

که دیگر اهمیت نمی‏‌دهم

آینده‏‌ ا م در گور است

و تماشاچیانم در سر راهم به سوی او

تنها سایه من است

نه

چفیه و عگا ل و بیا با نی بی‏‌ حد و مرز بخواه

تا به گذشته باز گردم

و پرونده اشک‏‌ها و شماره گونه‏‌ ام را بیا ورم

نه

کارت شناسا یی و دفتر تلفنم

و گذرنامه‏‌ ام را به من بد ه

تا دور پیشا نی‏‌ام  ردیف کنم

تا در مرکز شهر

چون رهبر یکی از قبا یل وحشی

چهار زا نو بنشینم

و با خرمهره و آینه‌‏های رنگی مبا له‏‌ ا ش کنم.

نه

قلابی در لب پا یین من فروکن

و مرا چون لاشه‏ای  بی‏جان

تا حومه شهر بکشان

و در یکی از دره‌‏ها بغلتان

و اگر پرچم مغرور میهنم

از بالای تیرکش تو را دید

شتابان بگذ ر

چون بدهکا ری از پیش مغا زه  طلبکارش.

(شهر کتاب)  ********************************** ارسال : هاشم توکلی ***********

نظرات () تاریخ : یکشنبه 4 بهمن 1394 زمان : 0:36 بازدید : 841 نویسنده : hashem133444
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 139
  • کل نظرات : 67
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 56
  • آی پی امروز : 26
  • آی پی دیروز : 33
  • بازدید امروز : 146
  • باردید دیروز : 126
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 613
  • بازدید ماه : 2,811
  • بازدید سال : 19,577
  • بازدید کلی : 187,820
  • کدهای اختصاصی