close
متخصص ارتودنسی
نقد لیلا کردبچه بر مجموعه شعر پروانه‌ای را به کوه کوبیدند
loading...

مجله ی شعر انتهای هستی

پروانه‌ای را به کوه کوبیدند    لیلا کردبچه: مجموعه شعر سپید «در حد مرگ» سروده آرش شفاعی، شاعرِ غزل‌های عاشقانه و سپیدهای غالبا اجتماعی است که در سه بخش «بزرگراه آسیایی»، «بهشت رضا»، «میلان گاز» تدوین شده، با این توضیح که واژه «میلان» در گویش مشهدی، خیابان یا کوچه بزرگ را گویند.   در بخش نخست این مجموعه، شعرهایی می‌خوانیم با ساختارهای بسیار منسجم که در شعرهای دو بخش دیگر، تبدیل به شعرهای ساختارگریز شده. با توجه…

پروانه‌ای را به کوه کوبیدند

 

 لیلا کردبچه: مجموعه شعر سپید «در حد مرگ» سروده آرش شفاعی، شاعرِ غزل‌های عاشقانه و سپیدهای غالبا اجتماعی است که در سه بخش «بزرگراه آسیایی»، «بهشت رضا»، «میلان گاز» تدوین شده، با این توضیح که واژه «میلان» در گویش مشهدی، خیابان یا کوچه بزرگ را گویند.

 

در بخش نخست این مجموعه، شعرهایی می‌خوانیم با ساختارهای بسیار منسجم که در شعرهای دو بخش دیگر، تبدیل به شعرهای ساختارگریز شده. با توجه به اینکه جای خالیِ ساختارِ منسجم در شعرهای ساختارگریز فصل‌های بعد را، عاطفه عمیق و تخیل بی‌قرار پر کرده است. در این قبیل شعرهای ساختمند، هر عنصری دقیقا سرِ جای خودش است، مثل پازلی که هربار قطعات آن را از هم بپاشیم و دوباره کنار هم بچینیم، باز همان نتیجه اولیه را به دست می‌دهند، مثل شعر صفحه 18 (قسمتِ ما این است/ از ردیف درخت‌ها بالا برویم/ قافیه‌ای تازه بچینیم/ و....) اما معضل این قبیل شعرها، پایان‌های قابل پیش‌بینی آنهاست، گویی مخاطب با شروع خوانش شعر، با هر سطری که پایین می‌رود، یکی از مسیرهای ذهنی‌اش مسدود می‌شود و وقتی به سطر آخر شعر می‌رسد، تنها یک مسیر ذهنی برایش می‌ماند که شاعر، پیش‌تر آن را طی کرده است. این قبیل شعرها، با این قبیل پایان‌ها، وقفه‌ای در لذت بردن از خوانش ایجاد می‌کنند. 

نوعی صفت: در شعرهای مجموعه «در حد مرگ» نوعی صفت وجود دارد که شاید بتوان آنها را صفت مُؤَوّل نامید و آن جمله‌ای است که قابل تأویل به یک صفت باشد. اغلب آشنایی‌زدایی‌هایی که در حوزه صفات و عبارات وصفی صورت گرفته، در حوزه جابه‌جایی ارکان در ساختارِ نحوی بوده، یا در راستای ایجاد ایجاز و کوتاه کردن جملات و عبارات. اما در این مورد، می‌بینیم که اتفاقا شاعر، جانب ایجاز را رها کرده، اما نتیجه‌ای زیباشناختی گرفته: (صدای خسته= در صدایش، جاشوانِ خسته/ به چایِ دارچینِ ساحل برمی‌گشتند)، (صدای نگران= در صدایش، دخترانِ تازه بالغ/ همیشه دلواپسِ غروب بودند)، (صدای عصیانگر= در صدایش ناخدا خورشید و زار ممّد راه می‌افتادند/ تا حقّشان را بگیرند)، (صدای مُرده= صدایش را در چمدانی گذاشت/ رفت برای پرنده‌های جنوب دانه بپاشد).

برخی شعرهای اجتماعیِ بخشِ اولِ این کتاب، نظیرِ شعر «عذاب»، نمونه‌های موفقی هستند از آن نوع شعرهای اجتماعی که ریشه در «غمِ این خفته چند/ خواب در چشمِ تَرَم می‌شکند» دارند. شعرِ «نقابِ بنفش» و چند شعرِ دیگرِ این مجموعه نیز، از همین قبیل‌اند. اما در آن بخش از شعرهای اجتماعی که بافتی تاریخی و اسطوره‌ای دارند، این نوعِ نگرش، جایِ خود را می‌دهد به گونه‌ای میهن‌پرستی (شعر سرود)، یا غمِ هم‌خونی و هم‌نژادی خوردن (شعر برادری): (برادرِ من بودی/ پیش از آنکه چیزی به تو بیاموزد).

فصلِ دومِ این مجموعه، فصلِ دردناکِ «بهشتِ رضا»ست؛ شاملِ پنج مرثیه برای رضا بروسان. در این فصل، مرگ در تمامیِ سطرها نفس می‌کشد و به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر زندگی، جزء لاینفک ذهنیت شاعر می‌شود. پرداختن به مرگ و زندگی، به مثابه دو عنصر توأمان از دیرباز در ادبیات کلاسیک ما سابقه داشته و علاوه بر متون عرفانی، به دیگر آثار ادبی ما نیز راه یافته است، اما هرچه در شعر کلاسیک، نگاه به مرگ، نگاهی عارفانه و پیچیده در لفاف صنایع لفظی و معنوی، اشاره‌وار و مختصر است، در شعر معاصر نگاه به مرگ، صریح و بی‌واسطه و صمیمی و زمینی است و در شعر هر شاعری، بسته به زمینه تجربیات شخصی، رویکردهای متنوعی یافته است؛ یکی از این رویکردها، مرثیه‌سرایی است که گاهی، مویه بر جای خالی کسی است که باید باشد و دیگر نیست: (سر گذاشتم بر شانه دزدی که ماشینم را می‌زد:/ «دوستم مرده است/ و مأمورِ راهبانی/ چشمانش را بسته است»). و گاه با نگاهی عمیق و فلسفی، در کنار مرثیه‌سرایی، زندگی را زیر سؤال می‌برد و مرگ را به عنوان حقیقتی می‌پذیرد: (یک شب آن‌قدر می‌میرم/ که مرگ، ناچار/ سینه دیوار/ به چُپُق می‌نشیند.)

فصل «میلان گاز» اما نشان می‌دهد که شفاعی شاعر غزل‌های عاشقانه، در شعر سپید تغزلی هم تواناست، بی‌آنکه در فرآیند انتقال عاطفه از غزل به شعر سپید، دیگر ویژگی‌های شعر کلاسیک را به این فضای جدید منتقل کند و حتی در مواردی که از ابزار و لوازم کلاسیک شعر فارسی استفاده کرده، با تلفیق این عناصر، با زندگی مدرن امروزی، نتیجه‌ای غیر قابل پیش‌بینی رقم زده است. نظیر شعر «ماه و پلنگ»: (پلنگ نمی‌دانست/ ماه/ تنها قمر زمین است، با حفره‌ها و تپه‌های فراوانش/ و عشق/ یک اختلال روانی،/ که تأثیر دارو بر آن کم است/ من اما می‌دانستم/ تهران صخره‌ای ندارد/ برای خیره شدن به دلتنگی مدور دوردستم.)

در شعرهای عاشقانه فصل «میلان گاز»، نوعی سرکشی و طغیان، یا به عبارتی عامیانه‌تر، نوعی قلدری دیده می‌شود که در میان شعرهای عاشقانه، با توجه به الگوی عاشق درمانده بیچاره مظلوم، کم‌نظیر است: (یک شب تو را از قبیله‌ات می‌دزدم/ و شمشیر می‌کشم به روی برادرانت/ تا فراموشت کنند)، (چرا همیشه منتظر باشم/ مسافری برگردد؟/ همین حالا دست می‌برم در نقشه/ جای مبدأ و مقصد را عوض می‌کنم/ و مناظر اطراف می‌مانند از کدام طرف دیده شوند)، (.../ آرایشت را کامل می‌کنی،/ که به ملاقات پادشاهی بروی/ راهت را می‌بندم/ معشوقه معمولی من می‌مانی.)

در شعر «میلان گاز» از فصلی با همین نام، علاوه بر بعد عاطفی قوی، تکرارهای مؤثر در القای حس، وجه نوستالژیک قدرتمند کار و زبان نرم و صمیمی آن، یک روال خطی تداعی در پایان شعر وجود دارد که لازم است به آن پرداخته شود. (و صدا/ صدا/ صدا/ صدای نقاره در صبحگاهی زمستانی/ صدای فرورفتن کلاغی در گیجگاه غروب/ صدای همهمه کفن‌فروشان بازار رضا/ صدای رضا بروسان وقتی محمد باقر را صدا می‌زند/ صدای شناسنامه من، وقتی از بوسه نخست حرف می‌زند) چنانکه می‌بینیم، هریک از سطرها، تداعی شده توسط عنصری هستند که در سطر پیش از آن‌ها وجود دارد؛ صدا، صدای نقاره را در صبحگاه تداعی کرده، صبحگاه، غروب را در سطر بعد، صدای همهمه کلاغ‌ها، صدای همهمه کفن‌فروشان بازار رضا را و کفن‌فروشان بازار رضا، مرگ رضا بروسان را، و مرگ رضا بروسان، باطل شدن شناسنامه شاعر را تداعی کرده که در میانه شعر به آن اشاره شده بود و معتقدم این فرآیند تداعی، برای شاعر کاملا ناخودآگاهانه بوده، و شاعر در چیدمانی چنین حساب‌شده، هیچ‌گونه اعمال حسابگری نکرده است. 

خورشید نیوز
درباره نقد شعر ,
نظرات () تاریخ : شنبه 18 آذر 1391 زمان : 14:50 بازدید : 750 نویسنده : كاوه
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 139
  • کل نظرات : 67
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 56
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 28
  • بازدید امروز : 74
  • باردید دیروز : 39
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 132
  • بازدید ماه : 2,137
  • بازدید سال : 27,292
  • بازدید کلی : 195,535
  • کدهای اختصاصی