close
متخصص ارتودنسی
شعر اروپا
مجله ی شعر برای همه ایرانیان
وقتی که مرگ مارا برباید
جمعه 30 مرداد 1394 ساعت 1:8 | بازدید : 244 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

وقتی که مرگ مارا برباید

تو را و مرا

نباید که درپایان راهمان

علامت سوالی برجای بماند

تنها نقطه ای ساده

همین وبس

چرا که ما درحیات کوتاه خویش

فرصت های بی شماری داریم که دریابیشان

مارگارت بیکن

موضوعات مرتبط: سپید , شعر جهان , شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 5


مارگارت بیکل
جمعه 19 دي 1393 ساعت 22:3 | بازدید : 286 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

تنها آن‌که بزرگ‌ترین جا را

به خود اختصاص نمی‌دهد

از شادی لبخند بهره می‌تواند داشت.

 

آن‌که جای کافی برای دیگران دارد؛

صمیمانه‌تر می‌تواند

با دیگران بخندد؛

با دیگران بگرید.

                              برگردان احمد شاملو


موضوعات مرتبط: شعر جهان , شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 17


شعری برای عیدی
شنبه 19 اسفند 1391 ساعت 22:53 | بازدید : 680 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

یخ آب میشـود در روح من 

                                      در اندیشه هایم

                                                               بهــــار حضــور توست ، بودن توست .

 

                                                                           زنده یـــاد احمـــد شـاملـــــو

موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


آنا آخماتووا
شنبه 12 اسفند 1391 ساعت 21:3 | بازدید : 638 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 روسیه ـ اوكراین

1889-1965

سال‌ 1889 در اُدسا در یك‌ خانواده‌ متمول‌ به‌ دنیا می‌ آید در جوانی‌ به‌ شعر علاقه‌ مند می‌ شود و این‌ استعداد را در وجود خودش‌ كشف‌ می‌ كند. آثار اولیه‌اش‌ عامه‌ پسندند. از 1925 تا 1940 به‌ صورت‌ غیر رسمی، شعرش‌ تحریم‌ شد كه‌ در طول‌ این‌ مدت‌ خودش‌ را وقف‌ نقد ادبی‌ كرد. بعدها شعر بلندی‌ به‌ یاد قربانیان‌ استالین‌ سرود. تغییرات‌ سیاسی‌ ایجاد شده، باعث‌ شد كه‌ به‌ عضویت‌ اتحادیه‌ نویسندگان‌ پذیرفته‌ شود اما جنگ‌ جهانی‌ دوم، حكم‌ به‌ عدم‌ انتشار شعرهایش‌ داد. به‌ ترجمه‌ آثاری‌ از ویكتور هوگو نیز پرداخت‌ و در 1965 دكترای‌ افتخاری‌ دانشگاه‌ آكسفورد به‌ او اعطا شد. او سرانجام‌ در سن‌ 76 سالگی‌ در لنینگراد درگذشت.

با هم‌ شعری‌ را از او می‌خوانیم.

.....
موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 11


ویسلاوا شیمبورسکا
یکشنبه 06 اسفند 1391 ساعت 21:42 | بازدید : 754 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

ویسلاوا شیمبورسکا (Wisława Szymborska) شاعر و مترجم ( از زبان فرانسوی به لهستانی) و مقاله‌نویس لهستانی متولد دوم جولای 1923 میلادی در شهرBnin (امروزه بخشی است از کورنیک Kurnik) در سال 1996 موفق به دریافت جایزه‌یِ ادبی نوبل شد. اولین دفتر شعر او " من واژه را می‌جویمSzukam słowa" در سال 1945 به چاپ رسید. در فاصله‌ی سال‌های 1945 تا 1948 به تحصیلِ زبان لهستانی و جامعه شناسی مشغول بود. سال 1953 تا 1981 برایِ فصل‌نامه‌یِ "زندگیِ ادبی" مقاله می‌نوشت و از سال 1981تا 1983 سردبیر مجله‌یِ " Pismo" بود.

شیمبورسکا یکی ازخیلِ نویسندگان کمونیست بود که سال‌ها با نام مستعار می‌نوشت. "آرکا Arka" و " استانکوزکسکیStanczykuwna" از جمله‌یِ نام‌های مستعار اوست.

سال 1996آکادمی سوئد هنگام اعلان نام شیمبورسکا به عنوانِ برنده‌یِ جایزه‌یِ نوبل گفت: "... به خاطرِ شعری که با طنزی ظریف تاریخ و بیولوژی را به صورت ذراتی از واقعیت‌هایِ بشری به نمایش می‌آورد".

موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


چارلز بوکوفسکی
چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 0:27 | بازدید : 686 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

 


مغایرین با ما

شاید تو به اینی که می گویم اعتقاد نداشته باشی

اما وجود دارند مردمانی که 

زندگی شان با کمترین تنش و آشفتگی می گذرد

آنها خوب می پوشند


آنها به زندگی ساده خانوادگی شان خرسندندخوب مخوابند

غم و اندوه زندگی آنها را مختل نمی کند

و غالبا احساس خوبی دارند

وقتی مرگشان فرا رسد

به مرگی آسان می میرند

معمولا در خواب

شما ممکن است باور نکنید این را 

اما مردمانی اینگونه زندگی می کنند

اما من یکی از آنها نیستم

اه.....نه....من نیستم یکی از آنها

من حتی به آنها نزدیک هم نیستم

 

آن ها کجایند و


من کجا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

ترجمه محمد حسین بهرامیان

 

 

 

موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ترجمه چند شعر از لینچری
چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 0:19 | بازدید : 720 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

 

هاروی

هاروی به اینکه قد من ثابت مونده

میون این همه آدم که دارن رشد می‌کنن

نمی‌خنده

هاروی یادش می‌مونه که من همه رنگای شکلاتای چوبی رو دوست دارم

جز زرد

هاروی لباساش به من قرض می‌ده

بدون اینکه مجبور باشم بش برگردونم

من از ارواح می‌ترسم و

هاروی تنها کسیه که می‌دونه

وقتی می‌گم یه روزی با مارگی رز عروسی می‌کنم

هاروی تنها کسیه که باور می‌کنه

هاروی یه قل....................

موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 139
:: کل نظرات : 67

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 56

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 126
:: باردید دیروز : 108
:: بازدید هفته : 732
:: بازدید ماه : 2,233
:: بازدید سال : 11,707
:: بازدید کلی : 179,950